بازار وکیل

شیراز. شیراز یکی از اون شهر‌هاییه که هر دفعه برم بازم دوس دارم که برم و هر دفعه که میرسم شیراز به خودم میگم من باید یکی دو ماهی اینجا زندگی کنم. کافیه پام برسه به شیراز تا هوا و جو مثبتی که داره کل وجودم رو احاطه کنه. فک کنم الان ۳-۴ سالی میشه …

ارمنستان

ارمنستان سفری بود که وسط اقامت چند ماهم تو تفلیس رفتم. زمینی و تنها. اولین بارم بود تنها سفر میرم و تجربه‌های عجیب داشت برام و البته تنها بودنم باعث شد وسط سفرم پنیک کنم ولی عوضش کلی چیز ازش یاد گرفتم که دفعه بعد که خواستم تنها برم سفر اشتباهاتم رو تکرار نکنم. با …

گرجستان

یادمه اون موقع خیلی زیاد دلم سفر میخاست و بالاخره یکی رو پیدا کردم که با هم بریم سفر به مقصد گرجستان. خیلی با هم رفیق نبودیم و نمیدونستیم تجربه‌ی سفر با هم دیگه قراره چطوری باشه ولی وقتی برگشتیم تبدیل شد به بهترین دوستم. برنامه ریزی هاش رو کردیم و دو تا پرواز گرفتیم …

IxD event

اولین  کنفرانس طراحی تعاملی در رشت . اون موقع که بعد همه ی سختی ها و دعوا ها و نگرانی و استرس ها و تلاش ها و کم خوابی ها، وقتی نتیجه ی خوب و مثبتی از کار و تلاشت میبینی میفهمی که ارزشش رو داشت. تمام خستگی ها و نگرانی ها و فشار کاری …

استارباکس میدون تقسیم

یادمه یکی بهم گفت یه بار که پاسپورتت مهر بخوره و از ایران خارج شی دیگه همش میری و واقعا هم اینطوری شد. چند روز مونده بود به عید و من یکی از این تور‌های لحظه آخری پیدا کردم به استانبول و زنگ زدم به مامان و اونم که پایه بود گفت بگیر و اینطوری …

جنوب قبل ۹۷

باز آخرای اسفند شده بود و ما انگار که یه مسئولیتی گردنمونه باید میرفتیم جنوب دوباره :))) از تهران سه نفری بلیط قطار گرفتیم و تا بندرعباس رفتیم و بعدش هم به سمت هرمز. سه شب هرمز موندیم، هر روز نهار میگو خوردیم و رفتیم تو دریا شنا کردیم. چهارشنبه‌سوری که نزدیک بود رفتیم قشم. …

پونیشا

اون روزی که گوشی جدید خریدم، یه تایمی هم شده بود که تو پونیشا به عنوان پشتیبان سایت شروع کرده بودم کار کردن. وقتی از شر گوشی قدیمیم خلاص شدم ، دیگه از شر هنگ کردن ها و دوربین باز نشدن ها و صدات نمیاد بلندتر حرف بزن و گوشیتو بده عکس بگیرم ، دوربین …

تولد ۲۰ سالگی

تولد سال ۹۶ در حالیکه یه خورده احساس تنهایی میکردم و طبق معمول حال روحیم تو روز تولدم بد بود یه سوپرایز خفن گرفتم. یه ویدیو تبریک تولد از چند تا از دوستامون از کشور‌های مختلف که هنوز که هنوزه هر دفعه نگاش میکنم لبخند میزنم و تا ابد قراره تو ذهنم بمونه.  

تو چادر زیر ستاره‌ها

من سعی می کنم از هر فرصتی که پیش میاد استفاده کنم یه شب برم کمپ. البته این تعداد دفعات زیاد نیست ولی با اینکه کمه باعث میشه حالم بیاد سر جاش و یه تنوعی به روتین زندگی بدم و دوباره برگردم سر کارام. تو یه چادر کوچیک خوابیدن با یه زیر انداز نه خیلی …