دیدار‌های اتفاقی و دوستی‌های خارج از مرز

آنا و ویلیام رو اولین بار تو مهمونی چهارشنبه‌سوری تو قشم دیدیم. آنا اسپانیایی و ویلیام هلندی بود. نزدیک به دو ماه بود که با هیچهایک ایرانگردی میکردن و البته خیلی از کشور‌های دیگه هم رفتن و از تجربه هاشون تو پیج اینستاگرامشون نوشتن. کلی باهاشون حرف زدیم و گفتن میخان بعدش بیان رشت و …

جنوب ۹۶

قبل اینکه این متن رو بخونین برین پایین صفحه و اون آهنگ رو پلی کنین تا بهتر بتونم حسم رو از اون سفر منتقل کنم. نخونین متن رو آقا. برو آهنگ رو پلی کن. وقتی بچه بودم خالم اینا مهاجرت کردن قشم و این شده بود بهانه‌ای واسه اینکه تعطیلاتی چیزی که میشه همه خانوادگی …

نقطه‌ی عطف

. فک کنم تو زندگی همه‌ی ما یه نقطه عطفی وجود داره که از اونجا به بعد یه سری چیزا برامون عوض شده. سه سال پیش من از شهری که توش زندگی میکردم تنها حسی که میگرفتم حس تنفر و خفگی بود و این حجم از حس بد به مرور زمان و طی سال‌ها در …

آشنایی با استارتاپ و رویداد و بانی

سال ۹۵ بود که یه ماه بعد از شروع اولین ترم دانشگاه در رشته‌ی مدیریت بازرگانی، با فضاهای رویدادی و استارتاپی آشنا شدم و در حالیکه هنوز نمیدونستم چی به چیه :))) وارد تیم رویداد بانی شدم. اون موقع هیچ ایده و اطلاعاتی نداشتم از این فضاها ولی کم کم یاد گرفتم و روز به …

نوشته‌ی اول

خب بالاخره بعد مدت‌ها سایتم رو آوردم بالا و قراره از این به بعد توش چیز میز بنویسم. اینجا قراره از زندگیم، از کارم و از سفرهام بگم. از اتفاق‌هایی که تو زندگیم میوفته، خوب یا بد، از تجربه‌هایی که تو کار به دست میارم و از سفر‌هایی که میرم. اینجا قراره با شما به …